|
مرحله سوم ترسیم كردن راه آینده) Planning for the Future) است.
اهداف و راهبردها راه رسیدن به آرزوها را تعیین میكند.
اهداف به
كاركنان برنامه و ذی نفعان كمك می كند تا تعیین كنند كه در آینده
كجا میخواهند بروند . همچنین اهداف تاكید آشكاری بر بهبود برنامه
دارند. راهبردها ، فعالیت ها و مراحل ضروری برای نیل به اهداف
برنامه هستند. ارزشیاب توانمندساز یا تسهیلگر به كاركنان برنامه و
ذی نفعان كمك می كند تا نوع مداركی كه دست مایه پیشرفت به سوی
اهداف برنامه هستند را تعریف نمایند. داده های كمی و كیفی هر دو به
عنوان نشانه به كار می روند. ذینفعان خودشان در تعیین نشانه های
مرتبط و جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها دخالت دارند و ارزشیابی
بخشی از برنامه ریزی و مدیریت معمولی برنامه شده است . این به معنی
درونی و نهادی شدن ارزشیابی است.
در فرایند ارزشیابی توانمند ساز از الگوهای منطقی( Logic Models)
در مراحل مختلف ارزشیابی استفاده می شود. هر برنامه اجتماعی بر
پایه یك «نظریه تغییر»Theory of Change) ) بنا میشود؛ نظریهای
درباره چگونگی و چرایی كاركردن برنامه. این نظریه ممكن است صریح و
یا تلویحی باشد. نظریه، رخدادها (فعالیتهای) برنامه را با اهداف
آن مرتبط میسازد. یك «الگوی منطقی»تصویری از ساختار برنامه است؛
تصویری گویا و بیانگر نظریه تغییر. این تصویر، ارتباطات میان آنچه
كه به برنامه وارد شده (منابع) و آنچه برنامه انجام میدهد (
فعالیتها و بروندادها)، و آنچه نتایج آن بوده وبرنامه تولید كرده
(پیامدها) را نشان میدهد.
رویكردهای مدل منطقی برنامه» Program Logic Model Approaches) )
ابزاری برای یادگیری و مدیریت است كه میتواند در خلال انجام
برنامه به كار رود؛ نه اینکه موضوعی نمایشی باشد. استفاده از
الگوهای منطقی در ارزشیابی منجر به برنامه سازی مؤثر،ارائه
فرصتهای بیشتر یادگیری، مستندسازی بهتر پیامدها و به اشتراک
گذاشتن دانش درباره آنچه در موردِ ارزشیابی کارکرد دارد و چرایی آن
می گردد. مدل منطقی یک ابزار مهم ارزشیابی است که به نحوی مؤثر،
طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه را تسهیل مینماید.
|